محمدعلی اثنی عشری : مقاله منتشرشده : توقف ممنوع ! در روزنامه جمهوری اسلامی مورخ 18 / آبانماه / 1395

 قسمت اول 
هرآنچه امثال حقیر از دوران کودکی به یاد داریم آن است که همواره در زندگی تک تک افراد از بدو تولد، موارد و مسائلی پیش می‌آید که موجب کندی حرکت، پیشرفت و تعالی خود، محله، روستا یا شهر، کشور و جهانی که در آن زندگی می‌کند، میشود. در واقع معتقدم چنانچه اغراق نکرده باشم، بیش از تعداد راه‌های خوب بودن، خوب تلاش کردن، خوب زیستن و در یک کلام راه‌های منتهی به پیشرفت و سعادت، راه‌ها و موانع زیادی، بلکه بیش از راه‌های سعادت وجود دارد و تقریباً تمامی عوامل بازدارنده، موانع و مشکلات پیش رو، خودساخته و دیگر ساخته است، که کار را بر انسان دشوار و دشوارتر می‌کند.
آفت‌های خوب بودن، خوب زیستن، خوب تلاش کردن را از هنگام تولد ببینید.... خوب و بدی محیط خانواده، محله، در مدرسه همشاگردی‌ها، و در جامعه افراد مختلف با افکار و اندیشه‌ها و عملکردهای متفاوت، همه و همه می‌توانند در رشد و یا سقوط آدمی موثر باشند.
افراد همواره و بلکه هر لحظه در مقابل انتخاب‌های متفاوت قرار می‌گیرند. حقیقت، گوهری است که اگر به نحوی انسان متوجه شود و درک کند، می‌تواند آدمی را به سمت و سوی سعادت رهنمون شود؛ اما مشکل اینجاست که هر شخصی یک برداشتی از حقیقت دارد درواقع شما یک برداشتی از حقیقت دارید و من هم برداشتی دیگر و واقعیت هم ممکن است چیز دیگری باشد!!!
ازطرفی به دهها دلیل بشر می‌خواهد و باید زنده بماند و زندگی کند، باید به پیش برود؛ طبعاً چنانچه برداشتش به حقیقت نزدیکتر باشد به درستی می‌رود و اما خدا نکند عوامل خودساخته یا دیگر ساخته، آدمی را به سمت دوری از حقیقت راهنمایی کنند.
کتمان حقیقت و واقعیت که البته این دو با هم تفاوت دارند از عوامل مهم انحراف – تربیت بد – و بیچارگی و نکبت هاست. در طول تاریخ و زندگانی بشر، رعیت یک طرف و ارباب و عوامل او طرف دیگر، حاکم یک طرف و مردم یک طرف دیگر. حکومت یک سو و مردم و ملت‌ها یک سو. رعیت و مردم در این سو به نوعی حقیقت را درست نمی‌بینند و درک نمی‌کنند، اکثراً واقعیت را می‌بینند و می‌فهمند و اربابان و حاکمان هم اکثراً همین را می‌بینند؛ اما غالباً اربابان و حاکمان یا نمی‌فهمند و یا نمیخواهند تسلیم واقعیت شوند. کتمان واقعیت تلخ‌تر و مضر‌تر از کتمان حقیقت است.
جهانی شدن در حال حاضر یعنی سده 2000 میلادی و 1300 هجری شمسی یک واقعیت است. تقریباً تمام بشر آن را می‌بینند و می‌فهمند. البته یک پدیده علمی هم هست اما بسیاری هنوز (در سال 1395 هجری شمسی) این واقعیت را انکار می‌کنند.
مثلاً آقای .... امام جمعه موقت تهران در خطبه‌های نماز جمعه تهران که از شبکه یک سیما هم پخش شد، اینچنین می‌گوید:
«پیوستن به جامعه جهانی، ایران را به زمان قاجار و پهلوی می‌برد. کسانی که خواستار پیوستن ایران به جامعه جهانی هستند، حیات انقلابی و حسینی ندارند» و از این قبیل گفته‌ها....
این یک نمونه واضح از کتمان واقعیت است!! که در رساترین رسانه ایران مطرح می‌شود!!
جناب... عزیز، مایلم توجه شما را به نکات زیر جلب کنم:
الف) چه بخواهید و چه نخواهید به لحاظ علمی و خواست دیرینه و فعلی بشر و حتی در قرون اولیه تشکیل تمدن‌های بشری، انسان‌ها برای رفع حوائج و نیازهای اولیه خود، جهانی فکر و عمل می‌کرده و می‌کنند.
چیزی که معمول و قابل رویت، منطقی، عقلی و علمی می‌باشد این است که انسانها برای رفع نیازهای خویش مثل رفع گرسنگی، تشنگی، ارضاء غرایز ذاتی، در پی تامین آنها بوده و هستند و خواهند بود. چون می‌خواهند زنده بمانند، می‌خواهند زندگی کنند. همیشه هم در طول تاریخ به دنبال ارزان تمام شدن مایحتاج خود بوده‌اند. طبیعی و منطقی است که هر کجای دنیا، کالا یا خدماتی که عرضه می‌شود و با نازلترین و رقابتی‌ترین قیمت به دستش برسد، همان را برای رفع احتیاجات خود تامین می‌کند.
وجود پدیده قاچاق در جهان و ایران (واردات کالای قاچاق به کشورایران به روایات و آمارهای مختلف بین 15 تا 25 میلیارد دلار در سال است !!). و البته برای قاچاق کالا در کشورهای مختلف و ازجمله ایران، بعضاً مجازات‌های سنگینی هم اِعمال می‌شود.
ملت و کشوری موفق و برنده جهانی شدن است که سریعتر – ارزانتر و با کیفیت بهتر کالا و خدماتی را تولید و به اقصی نقاط جهان بفرستد و این روش، نه در ایران ما را به زمان قاجار و پهلوی می‌کشاند و نه حیات حسینی و انقلابی ما را زیر سئوال می‌برد.
بی خود نیست که پروفسور لستر تارو می‌گوید: «جهانی شدن معلول است، علت نیست». علت همان نیاز بشر است. وقتی شما می‌گویید در اضطرار اکل میته هم جایز است، به عبارتی انسان برای حیات و زنده ماندن خود می‌تواند گوشت مردار بخورد، خوب طبیعی است که ورود کالا جایز و انجام می‌شود!! چرا؟ سوء مدیریت‌ها که به هدر دادن منابع کشورها منجر میشود را به حساب نمی‌آورید. باید به این موضوع توجه ویژه‌ای گردد که درعین وجود تعدد تولیدات و خدمات در جهان امروز، نیازهای حداقلی بشر محدود است.
باور دارم که خداوند متعال برای تامین احتیاجات مخلوقات خود که یکی از آنها انسان است، امکانات کافی و بلکه بیشتر از نیاز او را ایجاد کرده است و اصلاً به قول دکتر محمد یونس (برنده جایز صلح نوبل و بنیان گذار Graming Bank بنگلادش): «در جهان متمدن امروز، فقر، بی‌معناست».
به عنوان مثال اکسیژن و هوا برای تنفس تمامی مخلوقات از جمله انسان،که خدا را شکر در اختیار بشر نبوده و نیست و الا شاید نفس کشیدن مردم هم در انحصار افراد قرار می‌گرفت، در سراسر جهان به وفور یافت می‌شود.

فعلاً که جمعیت جهان حدود 8 میلیارد نفر است، به نظر می‌رسد چنانچه چندین برابر هم شود، باز برای نفس کشیدن مشکلی پیش نخواهد آمد!! آب، باران، باد، خورشید و زمین واسعه خدا هم همین طور!! مشکلات و محدودیت‌ها، ساخته بشر است!!
قبلاً هم توضیح دادم که در یک طرف ترازو، کمال مطلق یا همان خداوند قادر متعال است که بی‌عیب و نقص و با حساب و کتاب و دقیق است که حتی خیلی، بیشتر از نیاز مخلوقات خود، آفریده و قرار داده است. مشکلات در کفه دیگر ترازوست یعنی همین بشر و احتمالاً بعضی مخلوقات دیگر!!
تعادل را بشر بهم زده است
چرخش خورشید و ماه و سایر کرات و افلاک، قرن هاست که دقیق و منضبط انجام می‌شود. این سوء مدیریت‌های بشر است که نمی‌تواند با شرافتمندی هرچه تمام زندگی کند و بحث‌های استعمار و استثمار و... پیش می‌آید.
در پایان این قسمت از بحث، یادآور می‌شوم که بشر برای تامین نیازهای خود، خدمات و محصولاتی را تهیه می‌کند که مفید – ارزان و سهل الوصول باشد و این نوعی از جهانی شدن و جهانی فکر کردن است. تلاش مخالفینِ این روند هم به جائی نخواهد رسید.
آقایان بی‌خود وقت و امکانات مردم و کشور را تلف نکنید.
والسلام
محمدعلی اثنی عشری

طراحی وب سایت و پشتیبانی : Afzoneha.com