وبسایت شخصی محمدعلی اثنی عشری

  • محمدعلی اثنی عشری
  • شهید , مسعود علیمحمدی - دانشمند فیزیک هسته ای ایران

ولی آقای من افسوس می خورم که مردم ایران , مرده پرستند...

 اودر نامه ای خطاب به دوستش ( میرآقا عربانی ) مینوسد: 

نا پایدار بودند , به راه مقدسشان دل نبستند و عهد شکستند, ...  ما هیچ قدمی جز در راه خدا و حفظ جان و مال و ناموس خلق او بر نداشتیم. ... در مرگ عزیزانمان گریستیم , خون دلها خوردیم و دم نیاوردیم ولی آقای من افسوس می خورم که مردم ایران , مرده پرستند و هنوز قدر این جماعت را نشناختند ولی بعد ازمحو ما آیندگان خواهند فهمید که ما که بودیم, چه می خواستیم و چه کردیم ...

کوچک جنگلی

پرینت

شادروان یدالله سحابی

نوشته شده توسط سیدصادق طباطبایی: on . نوشته شده در سرداران ملی

 

 

یدالله سحابی

سیدصادق طباطبایی:

از من خواسته اند نکاتی در یادبود شادروان دکتر یدالله سحابی به رشته تحریر در اورم؛ به این بهانه که در اولین دولت انقلاب ؛ یعنی در دوران نخست وزیری شادروان مهندس مهدی بازرگان در خدمت او بودم و بهره مند از راهنمائی ها و سجایای اخلاقی و آموزه های روحانی و خاصه سلوک مدیریتی و اصول مردمداری او. بهانه ای که به هیچ رو توجیه کننده این وظیفه نتواند بود. من کجا و دکتر یدالله سحابی کجا. انسانی به تمام معنا انسان؛ مؤمنی به تمام معنا مؤمن. موحدی که خداباوری از تمامی ارکان جسم و روح او سر ریز شده بود ؛ مردی که اعتقاد دینی شالوده حیات اجتماعی او را پی افکنده بود و در رفتارهایش خلوص و تواضع، مهر و ادب؛ صداقت و دانش، وضوح و صراحت و بالاخره مظاهری از زیباشناختی و هنر خدائی به گونه ای متجلی بود که دوست و دشمن را به اعتراف کشانده بود. چنین انسانی چگونه می تواند توسط چون منی به نسل امروز شناسانده شود. نسلی که به شدت نیازمند الگوئی است که دین و دنیای او را مرشدی صادق و اسوه ای تمام عیار باشد. سوگمندانه باید پذیرفت که نسل امروز ما در معرض فاصله گرفتن از مبانی اخلاقی است؛ شبیخون فرهنگی تکنولوژی بر فرهنگ های بشری؛ بیشترین قربانیان خود را از جوامعی می گیرد که دارای فرهنگی اصیل و انسان ساز هستند. جامعه امروز ما مصداق چنین ویژگی بارزی هست. بیش از دو دهه است که فرهیختگان ما چنین شبیخونی را هشدار داده اند؛

پرینت

ميرزا كوچك خان جنگلى

نوشته شده توسط محمدعلی اثنی عشری on . نوشته شده در سرداران ملی

من عاری از شرف میدانم کسی را که حق حاکمیت و استقلال مملکت را فدیه شغل و مقام کند. من استقلال ایران را خواهانم و بقای اعتبارات کشور را طالبم. آسایش ایرانی و همه ابنای بشر را بدون تفاوت دین و مذهب شائقم. هرکس که در امور داخلیمان مداخله کند ما او را در حکم انگلیس و نیکلا و درباریان مرتجع ایران میشناسیم. من آلت دست قوی تر از شما نشده ام، چه رسد به شماها. ما به شرافت زیست کرده ایم و با شرافت مراحل انقلابی را طی کرده ایم و با شرافت خواهیم مُرد. 
در سال 1298 ق. در خانه ميرزا بزرگ، در محله ((استاد سراى)) رشت فرزندى ديده به جهان گشود كه نامش را ((يونس)) نهادند.(1) يونس پس از آنكه خواندن و نوشتن را فرا گرفت، در سنين نوجوانى يا جوانى وارد حوزه علميه رشت شد و به فراگيرى علوم اسلامى اشتغال ورزيد. وی جوانى خوش اندام، مودب و فروتن بود. چشمانى زاغ، سیمائى متبسم، بازوانى ورزیده و پیشانى باز داشت. يونس ساليانى در مدرسه حاجى حسن واقع در صالح آباد و مدرسه جامع رشت به يادگيرى ادبيات عرب، منطق، فقه و اصول پرداخت .(2) و مدتى در يكى از حجره هاى طبقه اول مدرسه نايب الصدر، واقع در بازار زركشان سكونت داشت .(3) ((تحصيلات مقدماتى را تا تاريخ 1312 ق. در مدارس رشت فرا گرفته، از آن پس به تحصيلات عاليه از صرف و نحو و معانى و بيان و منطق و مختصرى از اصول و فقه شروع نمود.))(4) 

او در سال 1322 ق. در عالى ترين درس دوره سطح حوزه علميه، كفايه الاصول شركت كرد. استادش آيه الله سيد عبدالوهاب صالح ضياء برى (1294 - 1357 ق.) مجتهد فرزانه صومعه سرا، جزو جوانترين مجتهدان گيلانى بود كه در 28 سالگى به اجتهاد رسيده بود. وى كه شاگرد آخوند خراسانى بود،(5) در آن زمان آيه الله ضياء برى نايب رئيس انجمن ايالتى گيلان بود.(8) و يونس طلبه اى جوان بود كه تحت تاءثير افكار انقلابى استادش، به خيل مشروطه طلبان پيوست و از ابتداى انقلاب مشروطه در رشت حضورى فعال داشت. وى براى طلبه ها سخنرانى مى كرد و آنها را به انقلاب دعوت مى نمود. حتى گفته شده است كه وى به طلبه ها آموزش نظامى مى داد. شاگرد استاد سرا ساليانى نيز در حوزه هاى علميه قزوين و تهران به فراگيرى علوم اسلامى اشتغال ورزيد. مىتوان حدس زد كه وى در ماجراى فتح تهران در انقلاب مشروطه (1326 ق) در حوزه علميه قزوين مشغول تحصيل بوده و همراه سپاه مشروطه طلبان گيلانى كه براى فتح تهران حركت كرده بودند، مدتى در پى فتح قزوين در اين شهر مانده است . يونس مدتى در مدرسه صالحيه قزوين (6) و مدتى نيز در مدرسه محموديه تهران (7) ادامه تحصيل داد. با توجه به اينكه وى دوره سطح را قبل از انقلاب مشروطه فرا گيرفته بود، مى توان حدس زد كه ساليانى نيز در حوزه هاى علميه قزوين و تهران، در درس خارج فقه و اصول شركت كرده باشد. تحصيل او در حوزه علميه تهران به احتمال زياد پس از فتح تهران (1327 ق) يا پس از تعطيلى مجلس و اشغال ايران توسط روسيه به دنبال اولتيماتوم - كه وى مدتى به تهران تبعيد شده بود - (1330 ق) بوده است. بنابراين گمان مى رود وى ده سال، (1324 - 1334 ق.) در درس خارج فقه و اصول شركت كرده باشد .