وبسایت شخصی محمدعلی اثنی عشری

  • محمدعلی اثنی عشری
  • شهید , مسعود علیمحمدی - دانشمند فیزیک هسته ای ایران

ولی آقای من افسوس می خورم که مردم ایران , مرده پرستند...

 اودر نامه ای خطاب به دوستش ( میرآقا عربانی ) مینوسد: 

نا پایدار بودند , به راه مقدسشان دل نبستند و عهد شکستند, ...  ما هیچ قدمی جز در راه خدا و حفظ جان و مال و ناموس خلق او بر نداشتیم. ... در مرگ عزیزانمان گریستیم , خون دلها خوردیم و دم نیاوردیم ولی آقای من افسوس می خورم که مردم ایران , مرده پرستند و هنوز قدر این جماعت را نشناختند ولی بعد ازمحو ما آیندگان خواهند فهمید که ما که بودیم, چه می خواستیم و چه کردیم ...

کوچک جنگلی

پرینت

24- دوران خانه نشینی و پرداختن به نوشتن و خواندن

نوشته شده توسط محمد علی اثنی عشری on . نوشته شده در زندگانی و یاد داشت های مدیر سایت

 

محمدعلی اثنی عشری

به نام خدا

خِیرات و برکات نه,! شنیدن، پس زده شدن!  و ...

در تربیت و تصور بسیاری از ما ایرانیان و بلکه بسیاری از انسانها در هر کجای دنیا، «نه» شنیدن را برای خود فاجعه میدانند به این معنا که مثلاً در جایی کار می کنیم و به نظر خود ,هم خوب جایی هستیم و خوب هم کار می کنیم و این برای خودمان و جامعه هم خوبست،  اما ناگهان به هر دلیل می گویند شما را نمی خواهیم!! کارتان را نمی خواهیم .... بروید!! و یا دنبال گرفتن چیزی از کسی هستیم و نمی شود به تعبیری چیزی را که می خواهیم می گویند نمی شود. درواقع خیلی وقت ها در هر موردی دنبال بدست آوردن چیز بخصوصی هستیم و نمی شود؛ و این نشدنها و یا «نه» شنیدن ها برای ما خیلی سخت است. بعضاً افسرده می شویم، سرخورده و سرگردان می شویم، خود را بدشانس و بدبخت می دانیم و ...

اینطور نیست، مدتی است وقتی کلمه نمیشود و یا «نه» را می شنوم خوشحال می شوم! چرا؟

   

 

برای افرادی که زندگی را جنگ می دانند (منظورم جنگ بین کشورها و جنگ افروزها و جنگ های معمول در طول تاریخ نیست) بلکه جنگیدن برای رسیدن به تعالی، رفاه، آسایش، آرامش و ... بنابراین با برخوردن به کلمه «نه» باید بدانیم که راهها و آدمها و روشهای دیگری هستند که باید آنها را دنبال کنیم. جداً مدتهاست از شنیدن کلمه «نه» و «نمی شود» از دیگران اصلاً ناراحت نمی شوم چون می دانم و یقین دارم که راههای  جدید و مناسب تری بر من گشوده خواهد شد. اگر بخواهم در طول زندگی و کار خود خِیرات و برکات شیندن کلمه «نه» و «نمی شود» را توضیح بدهم مثنوی هفتاد من کاغذ می شود که در جای دیگر در این خصوص خواهم نوشت؛ ولی بعنوان مثال در نیمه دوم خرداد 1384 که آقای احمدی نژاد بعنوان رئیس جمهوری اسلامی ایران انتخاب شدند، (بنده از مدتها قبل در وزارت کار و وزارت ارشاد مشاور بودم. بخصوص در وزارت کار و امور اجتماعی که هم مشاور ریاست سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور بودم و هم مشاور وزیر در امور کارآفرینی و اشتغال) با منطق خودم هم در خوب جائی خدمت می کردم و هم برای خودم خوب بود و هم برای جامعه، چراکه از دغدغه های عموم مردم و دولتیان مسئله اشتغال و کارآفرینی بود. اما با انتخاب آقای احمدی نژاد به پست ریاست جمهوری بسیاری از دوستان و همفکران ما از سیستم دولتی حذف و خارج شدند. بنده هم تقریباً جزو اولین نفرات بودم. اصلاً ناراحت نشدم چرا که ایمان داشتم راههای مناسب تر و بهتری برای رسیدن به اهدافم پیش رویم قرار خواهد گرفت. بعنوان مثال، تحصیلات من مهندسی برق گرایش قدرت بود و سالها آرزو داشتم کاری که می کنم قدری به دانش مهندسی ام نزدیک و مرتبط باشد و یا لااقل از آن بهره مند شوم. اما زمان فارغ التحصیلی یعنی سال 1366 تا 1384 یعنی حدود 18 سال این امکان فراهم نشد!!

از طرفی همیشه در پی فرصتی بودم تا درخصوص دو موضوع و مسئله مهم که همواره دغدغه مردم و مسئولین دلسوز بوده است، کارهایی به زعم خودم اساسی است رایا بصورت تیمی و گروهی و یا اگر نشد بطورفردی و به اندازه وسع خودم انجام دهم.

الف: توسعه کارآفرینی و هموار کردن راه اشتغال برای جویندگان کار و پیشرفت

ب : کندو کاوی در مسائل اجتماعی ایران (اعم از اقتصادی، فرهنگی، هنری و ...) چرا که دوران گذار از سنت به مدرنیته همیشه و در همه کشورها، مسئله بسیار مهمی بوده و علی القاعده در ایران نمی شده و نمی شود از این مسئله غافل شد. اگر دراین خصوص خوب مدیریت نشود، ضایعات فراوانی برای مردم و کشور بوجود خواهد آمد.

از برکات گفتن ما شما را نمی خواهیم توسط سیستم آقای احمدی نژاد، تقریباً در مسیر درست و دلخواه خودم قرار گرفتم.

باور کنید ابتدا بوسیله گوشی موبایل به اینترنت وصل می شدم و کم کم برای خودم صفحه فیس بوک درست کردم. بعد با کمک برادر زاده ام علیرضا به ایمیل و سیستم ارتباطات مجازی خودم سر و سامانی دادم. شاید یکسال بعد توانستم یک لپ تاپ تهیه کنم و به تدریج به فکر افتادم چرا برای خودم وبسایتی درست نکنم. از دوستم که مدیر رز سیستم است خواستم کمکم کند که با پیچوندن من به نوعی او هم به من «نه» گفت. با خرید چند کتاب و یک دامنه به نام www.karafarinha.com و پرس و سئوال و کتاب و جستجوی در گوگل و ... کم کم این وبسایت را بصورت خودآموز ساختم. بعد برای دوست عزیزم آقای هوشنگ خوش سیما دو تا دامنه خریداری کردیم و به کمک قابل تقدیر آقای مهندس جعفر مختاری که حق بزرگی به گردن حقیر دارند، آن سایتها را هم ساختم. همسرم هم در تمام مراحل ,همراه بود و هم همکار که جای تشکر وقدردانی دارد. آرام آرام در ایرنیک پنل دامنه ir برای خودم گرفتم و به موازات آن در مامبو سرور پنل دامنه های جهانی گرفتم و ناگهان به فکر افتادم سرور مجازی هم اجازه کنم و این کار را هم انجام دادم.

مدتهاست همه اینها را دارم بنحوی که ظرف چند ساعت می توانم یک وبسایتی را آماده و درفضای مجازی قرار دهم.

اگر دوستان فرصت کنند و نگاهی به وبسایت های www.karafarinha.com و www.pyshraft.ir بیاندازند متوجه می شوند تا اینجای کار ابزارهای لازم برای ورود و حضور در فضای مجازی را فراهم کرده و مطالبی هم در آن وبسایتها منتشر کرده ام که مرتبط با اهداف شخصی، انسانی و اجتماعی ام می باشد. و این  اول راه است (تازه این دو تا از وبسایتهایی است که آماده کرده و راه اندازی شده است. لکن چند سایت دیگر هم روی سروری که در اجاره دارم فعال است).

باور کنید همین چند روز گذشته تاکنون که کابینه جناب آقای دکتر روحانی معرفی شده و هنوز رأی اعتماد هم از مجلس نگرفته اند، کارگروهها و دوستانی که بخصوص با وزای پیشنهادی کار و ارشاد در ارتباط هستند و در حال پیدا کردن و آوردن همکارانی برای این دو وزیر و وزارتخانه هستند با من تماس گرفته اند که برای همکاری به آنها ملحق شوم؛ اما تقریباً علاقه ای به رفتن به آن دو وزارتخانه ندارم، لکن هنوز تصمیم هم نگرفته ام!! چرا که احساس می کنم آنقدر کارهای ناکرده دارم لکن احتمالاً در جائی و کارهایی همکاری و تعامل فی مابین را طلب می کند که به بنظر می رسد با استقرار دولت جدید که صد البته بهتر و کارآمدتر و منطقی تر از دولت قبلی است، چشم انداز نوید بخشی را در اموری که مورد  علاقه حقیر است روشنتر و حصول به نتیجه را محتمل تر می بینم.

ناگفته نماند که در طول 8 سال گذشته یعنی از سال 1384 لغایت 1392 کارهای زیادی انجام داده و موفقیت ها ی زیادی حاصل شده است.

دوستان و کاربران گرامی ,هر نشدنی و دریافت هر پاسخ «نه»ای از هر کسی و در هر موردی، اولاً نباید موجب سرخوردگی، ناامیدی و توقف شود، ثانیاً چنانچه در پی راههای دیگر و خلاقانه تری توام با امیدواری به حصول نتیجه باشید، قطعاً موفقیت به دنبال خواهد. بدانید چنانچه با سرسختی، تدبیر و پشتکار در پی اهداف خود باشید، نه تنها هیچ مانعی سد راه شما نخواهد شد بلکه علی القاعده  رسیدن به توفیق میسر خواهد گشت.

توضیحات  بیشتر, در جریان تکمیل و انتشار است ...

والسلام

اشتراک گذاشتن این مطلب

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google BookmarksSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نظرات   

 
محمدعلی
0 #2 محمدعلی 1392-05-17 15:53
نقل قول کردن محسن:
خدمت به خلایق خدا بس است درزمان خانه نشینی خدمت گذاری ماکیان وشهرداری زنجان را عشق است که اجر مضاعفی دارد

خیلی با حالی آقا محسن ... با با هنوز خیلی کارها از ما بر میاد ... اگه بگذارند
بهر حال از نظر شما ممنون
نقل قول
 
 
محسن
+1 #1 محسن 1392-05-17 15:43
خدمت به خلایق خدا بس است درزمان خانه نشینی خدمت گذاری ماکیان وشهرداری زنجان را عشق است که اجر مضاعفی دارد
نقل قول
 

اضافه کردن نظر