وبسایت شخصی محمدعلی اثنی عشری

  • محمدعلی اثنی عشری
  • شهید , مسعود علیمحمدی - دانشمند فیزیک هسته ای ایران

ولی آقای من افسوس می خورم که مردم ایران , مرده پرستند...

 اودر نامه ای خطاب به دوستش ( میرآقا عربانی ) مینوسد: 

نا پایدار بودند , به راه مقدسشان دل نبستند و عهد شکستند, ...  ما هیچ قدمی جز در راه خدا و حفظ جان و مال و ناموس خلق او بر نداشتیم. ... در مرگ عزیزانمان گریستیم , خون دلها خوردیم و دم نیاوردیم ولی آقای من افسوس می خورم که مردم ایران , مرده پرستند و هنوز قدر این جماعت را نشناختند ولی بعد ازمحو ما آیندگان خواهند فهمید که ما که بودیم, چه می خواستیم و چه کردیم ...

کوچک جنگلی

خاطرات

دراین مجموعه تلاش میشود تا با یاری خدا و مرور عمری که گذشته است، خاطرات تلخ و شیرین دوران تصدی مسئولیت ها بتدریج , به رشته تحریر درآید. 

پرینت

تالار وحدت یاپارکینگ !!

نوشته شده توسط محمدعلی اثنی عشری on . نوشته شده در خاطرات

تالار وحدتمحمدعلی اثنی عشری

قراربود تالار رودکی (تالار وحدت) به پارکینگ عمومی تبدیل شود!!

دیروز که به مناسبتی با آقای مرادخانی معاون امور هنری وزیر ارشاد باهم بودیم این خاطره را برای ایشان نقل کردم و خوشبختانه یادشان بود , که آنروز قرار بود چنین اتفاقی بیافتد.

اواخرسال 1359 بود ومن بعنوان رئیس مرکز اسلامی آموزش فیلمسازی وزارت ارشاد درمحل کارم بودم که ناگهان مسئول دفترم گفت آقای محمد معصومی سرپرست وقت تالار وحدت که خودم برای تصدی اینکار معرفی کرده بودم , کار فوری دارند!

وقتی با تلفن با او صحبت کردم گفت آقای خلخالی حاکم شرع وقت , برای تبدیل تالار رودکی به پارکینگ عمومی تا چند دقیقه دیگر میرسند!

پرینت

ملاقات با آیت الله منتظری در تاریخ 11- بهمن -1381

نوشته شده توسط محمدعلی اثنی عشری on . نوشته شده در خاطرات

آیت الله منتظری-آیت الله طالقانی

خاطره ای از آیت الله منتظری

اوایل سال 1356 با آسید محمود (آیت الله طالقانی) هم سلولی بودم

یک شب بی وقفه سیگار می کشید و راه می رفت، 
نیمه شب بهش گفتم:خفه شدیم از دود چرا نمی خوابی؟

ایشان گفت: مگر نمی بینی ؟ مگر نمی شنوی؟
گفتم:چی رو

گفت: صدای مردمو ! انقلابو !پیروز میشن!

من گفتم: خب بشن چه بهتر
ایشان در جواب گفت: چرا متوجه نیستی ! 
شاه می رود، مردم به ما مراجعه می کنند، بلد نیستیم مملکت داری را، همین یک ذره دینی را که هم دارند از کف می دهند این مردم....

 و اما ملاقات تاریخی من با آیت الله منتظری

 در تاریخ 10 بهمن سال 81  که اولین روز بعد از برداشتن حصر پنج ساله آیت الله منتظری بود و من شب قبل از آن خبر را از بی بی سی شنیده بودم که چون مسئولیتی در دولت جناب آقای خاتمی داشتم صبح زودتر سرکار رفتم تا  در اینترنت اخبار دقیق تری را ببینم. اولین سایتی که درخصوص این موضوع باز شد ملاحظه کردم که با تیتر درشت نوشته بود «آلترناتیو جدید انگلیس برای حکومت و مردم ایران – حصر حضرت آیت الله منتظری برداشته شد».

اول خنده ام گرفت بعد که دو تا از دوستان و مسئولین دیگر آمدند و با هم مطلب را دیدیم تصمیم گرفتم هرچه زودتر به قم و دیدن آقا بروم.

پرینت

یاد و خاطره ای از دوست عزیزمان سعید حجاریان

نوشته شده توسط محمدعلی اثنی عشری on . نوشته شده در خاطرات

سعیدحجاریان-سعیدعسگر

یادم هست چند ماه قبل از ترور آقای سعید حجاریان , برای موضوع مهمی دردفتر جناب مهندس علی خاتمی رئیس وقت بازرسی ویژه ریاست جمهوری - اینجانب و جناب حجاریان که آنموقع , علاوه بر اینکه عضو شورای شهر تهران بودند, مشاورت امنیتی جناب آقای سید محمد خاتمی را هم به عهده داشتند , جلسه مهمی داشتیم که در فرصت مناسب , در وبسایت شخصی یا همین صفحه موضوع و مباحث آن جلسه را مینویسم... بعد از اتمام جلسه , باتفاق آقای حجاریان, آمدیم که او میخواست جلسه دیگری برود و من هم قصد رفتن به محل کارم را داشتم... چون قدری از بحث ما باقی مانده بود تا درب ماشینِ حجاریان با هم آمدیم...